اتل متل توتوله گاو حسن چه جوره
گاو حسن بزرگه غذای صد تا گرگه
حسن که خواب نداره شبا تا صبح بیداره
گاوشو پنهون میکنه گرگارو حیرون میکنه
با کلی درد و بونه لالائی براش میخونه
اما تا خوابش میبره یه خواب میبینه میپره
میبینه گرگا دور هم یکی دوتا نه! دست کم
هزار تا گرگ گشنه با تیغ و داس و دشنه
با دندونای تیزشون با اون چشای هیزشون
گوشت تنش رو خوردن استخوناشو بردن
چشماش تو چشم حسنک اشکای تلخ و بی نمک...
انگاری گرگا اومدن گرگا با این دوتا بدن
پشت خونه اوو میزنن تو فکر گاو حسنن
اینهمه گله ویلون بی گله دار و چوپون
گاو حسن رو ول کنین یه جای دیگه کل کنین
یه روز میاد که باز خدا گوش بکنه به حرف ما
خورشید خانوم سر بزنه آواره گیتون روشنه
اما هنوز نیومده هوای این ورا بده
هنوز شبه و حسنک اشکای تلخ و بی نمک...